حاجيه خانم علويه كرمانى
42
روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى
كرمان داريم . خداوند ان شاء اللّه هيچ بندهاى را از درگاه خودش مأيوس نكند كه بد دردى است . الهى به زودى زود شفاى عاجلى كرامت فرمايد . اوّل ظهر امروز الحمد للّه رب العالمين خانم بناى عرق را گذاردند تا صبح . امروز كه چهارشنبه است ، متصل عرق كردند . شكر و حمد الهى را به جاى آورديم . همه خوشحال و خوش وقت شديم . ولى ضعف زياد كه چه عرض كنم . به اين حالت از دهسرد « 1 » به اميد خداوند سوار شديم . چون امروز سركار خان خوشحال و خرّم بودند . تشريف آوردند جلو قاطر را گرفتند تا مشهدى فيا قاطرچى مفرش را بار كرد . تا امروز ماها چنين چيزى نديده بوديم . ظهرى هم كه براى نهار سر آب قادرآباد پياده شديم ، سنگهاى زير فرش را جمع كردند . اين سفر ، خدمت و صدمه ايشان زياد است . خداوند وجود ايشان را محافظت نمايد . بسكه زحمت مىكشند ، ماها كور و شرمنده هستيم . آخر ماشاء اللّه مردى هستند . نهار خورديم ، سوار شديم . همه جا باد [ و ] خاك زيادى آمد . فى الجمله بارانى هم آمد . سه ساعت به غروب وارد دولتآباد ارزوئيه « 2 » شديم . الحمد للّه رب العالمين سركار خانم احوالشان بهتر است و تب نكردند . به اين واسطه همه خوشحال شديم . هواى « ارزو [ يه ] » هم خيلى خوب است . مثل هواى شهر است . در گوارى منزل كرديم . حالا ديگر جاى همه دوستان خالى است . تا حال كه جاى اين نبود كه بنويسم « جاى دوستان عزيزان خالى » ، به واسطهء تب سركار خانم خوش نگذشت . ان شاء اللّه به فضل خداوند بعد از اين خوش خواهد گذشت . الهى خداوند اين بلا را هم از اهل كرمان و جميع بلاد رفع كند . خبر فوت ناصر لشكر را فى الجمله آوردند . دلى براى من باقى نمانده . همه را به خدا سپردم . ان شاء اللّه فردا روانهء پاى گدار بيدو خواهيم شد . امروز هم سركار خان چهار دانه كبك شكار كردند . ملخ هم محصول آنجا را خراب كرده . بيچاره مردم ، خداوند رحم كند . امشب كه شب پنجشنبه است ، شبگير سوار شديم . صبح يك ساعت از روز جمعه گذشته وارد بيدوئيه شديم . الحمد للّه احوال
--> ( 1 ) . تفصيل روستاها و مزارع دهسرد را بنگريد در : جغرافياى كرمان وزيرى : 224 ، 431 ( 2 ) . درباره ارزويه بنگريد : جغرافياى كرمان وزيرى : 253 - 254 .